تبليغاتX
وبلاگ شخصی امین برزگر بفرویی

در عزای ارباب:

داني که چرا مُهر جبين، خاک حسين است؟

چون قبله ي دل، پيکر صد چاک حسين است

داني که چرا چوب، شود قسمتش آتش؟

بي حرمتيش، بر لب و دندان حسين است

داني که چرا آب فرات است گل آلود؟

شرمنده ز لعل لب عطشان حسين است

داني که چرا کعبه ي حق، گشته سيه پوش؟

زیرا که خداوند، عزادار حسين است.

+ نوشته شده توسط خودم در شنبه 5 آذر1390 ساعت 18:23 |
در پاسخ به آخرین مصاحبه جناب آقای تابش (کنده اصلاحاتی های مجلس):

اولا خدمت جناب شفیق آقای تابش باید عرض کنم که آن دسته ای که شما گفته اید: «هنوز رویکرد مثبتی نسبت به انتخابات ندارند»، نامشان اصلاح طلب نیست. آن ها، سران فتنه ی 88 هستند که دیگر حاضر نیستند برای آرمان هایی که در ابتدای انقلاب، خود، تلاش می کردند، حالا حتی فکر هم بکنند.
ثانیا لطف کنید هدفتان را از بیان این حرف هایتان مشخص کنید. (هر چند که برای ولاییان بصیر، کاملا مشخص است.) نظام، برای کدام گروه از اصلاح طلب ها، محدودیت ایجاد کرده است؟ اگر منظورتان، حبس خانگی آقایان موسوی و کروبی است، باید این مطلب را هم به خدمت شما برسانم که ما اصول گراها، این دو تن را، دیگر از حزب و فرقه ی شما، جدا می دانیم. از نظر ما، این دو نفر، فتنه گر هستند و نه اصلاح طلب.
ثالثا کدام یک از مسئولین برگزاری انتخابات و در کجا، این صحبت های جانب گرایانه ای که شما می فرمایید را بیان کرده اند؟ ما که می دانیم اگر این مطالب، بیان هم شده باشد، از زبان مسئولین برگزاری انتخابات در نیامده ولی لازم است به خدمتتان برسانم که شما، با بیان این گونه مطالب کذب و خلاف واقع، مجددا سعی در تشویش اذهان عمومی به خصوص در ماه های باقی مانده به انتخابات را دارید (همانند همان ترفندی که برای انتخابات 88 به کار بردید.)
رابعا باید عرض کنم که واقعا آقای تابش، با این مصاحبه اخیر، چه قصدی را دنبال می کنید؟
شما در ابتدای مصاحبه، می آیید با انتقاد از عملکرد اصولگراها و مواضعشان (که نمی دانم آن ها را از کجا شنیده اید) ایشان را ازدرِتهدید، نصیحت می کنید که آقا مراقب حرف زدنتان باشید که نکند عده ای برداشت کنند که به نفعشان صحبت شده و عده ی دیگری هم، برداشت کنند که با آن ها، ضدیت شده است.
و در انتهای مصاحبه تان، همه را تهدید می کنید که اگر قرار باشد با شرکت جناحتان در انتخابات، موجبات پیروزی اصولگراها را در انتخابات فراهم نمایید، و به قول خودتان، پلی شوید برای اصولگراها جهت رسیدن به جایگاه های مهم، باید به خدمتتان برسانم که شما سخت در اشتباهید.
ان شاء الله تعالی، اصولگراها (منهای جریان انحرافی)، در انتخابات آینده مجلس، به حول و قوه ی الهی و به مدد آرای مردم شریفمان، پیروزند و حزب و گروه شما، همچنان در مجلس، نام «اقلیت» را با خود، یدک خواهد کشید.

+ نوشته شده توسط خودم در چهارشنبه 13 مهر1390 ساعت 17:38 |

چند روز پیش، در کمیسیون شوراها و امور داخلی مجلس، در خصوص تغییرات احتمالی حوزه های انتخابیه برای دوره جدید مجلس شورای اسلامی، اتفاقات جدیدی افتاده.

فعلا در کمیسیون نامبرده، استقلال حوزه اردکان از بین رفته و همان پیشنهاد دولت (اشتراک شهرستان های اردکان و صدوق در نماینده) رای اورده.

http://www.yazdfarda.com/images/news/actual/?img=39543_I2519.jpg

نکته ی قابل تامل مطلب، این جاست که: آقای تابش، امام جمعه معزز شهرستان و فرماندار محترم شهرستان اردکان را برای حضور در جلسه کمیسیون و همچنین دیدار با رئیس مجلس، با خود، به تهران برده بودند.


بله دیگه...

انتخابات نزدیکه و چون آقای تابش، احساس خطر از احتمال رأی نیاوردن می کند، به هر وسیله ای که شده، می خواهد دل مردم و مسئولین اردکان را به دست بیاورد.
امان از این عدم صداقت ها...
امان از این دست و پا زدن ها...
امان از این تفسیر کردن آرای خود به جای نظر مردم.
امان...
امان و امان و صد امان دیگر.
البته از آقای تابش، هیچ انتظاری نمی رود. به هر حال، هرچه باشد، ایشان، رئیس اصلاحاتی های مجلس هستند. هرچه باشد، ایشان خواهر زاده آقای خاتمی هستند و طبیعتا، قرار نیست دلی به حال نظامی بسوزانند که سران فعلیش، اکثرا اصولگراها هستند و آقای تابش، مطمئنا هر کاری که بکنند، (علی الخصوص در این چند ماهه مانده به انتخابات) هیچ کدام از در احساس تکلیف نیست. چرا که ایشان برای احساس تکلیف، حداقل سه سال فرصت داشته اند (اگر حضورشان را در دو دوره قبلی مجلس را  نادیده بگیریم.)
به هر حال، از اصلاحاتی ها و علی الخصوص کُنده ی آنها (آقای تابش) هیچ انتظاری نیست. انتظار از امام جمعه معزز و فرماندار محترم شهرستان اردکان خیلی بیشتر از این ها بود. چرا که این عزیزان، خود را ناخواسته و احتمالا نادانسته، بازیچه دست آقای تابش قرار داده اند.
مردم شریف اردکان باید بدانند که مسئولینشان چگونه بازیچه دست نماینده شان شده اند!
+ نوشته شده توسط خودم در پنجشنبه 7 مهر1390 ساعت 14:17 |

با سلام؛

فقط در چند جمله:

آن طور که در سایت ها خوندم، اخیرا آقای تابش، در اظهاراتی، مجموعه ی نظام را زیر سوال برده است.

روی انتقاداتش هم، به سمت سران هر سه قوه است. مطلب زیر رو، در تحلیل دلایل عنوان بیانات وی نوشتم:

برای اذهان عمومی، حال و روزِ سرکرده اصلاح طلبان، کاملا مشخص است و دلیل این که در شرایط کنونی هم، این مطالب را بیان کرده، مشخص تر.

فقط باید عرض کنم که برای ریاست مجلس (جناب دکتر لاریجانی) متاسفم که اجازه داده در درون مجلس، چنین فرافکنی هایی بشود.

آقای تابش، از مردم شریف اردکان، اگر باز هم رای می خواهید، به خدا این راهش نیست.

شما که می گویید اصولگراها، سر قدرت بیشتر از خدمت به مردم، با هم دعوا دارند، باید عرض کنم که: خط دهی های شما در ایجاد اختلاف بین مردم میبد و اردکان را فراموش نکرده ایم. حرکاتتان در مجلس ششم و امضای نامه به رهبر معظم انقلاب مبنی بر درخواست برقراری رابطه با آمریکا و موارد متعدد دیگر را هرگز فراموش نمی کنیم.

در ماجرای نهم دی ماه 88، آن عکسی که از جنابعالی و آقای مهندس اولیاء در درون مجلس گرفته شد را نیز هرگز ... (در آن عکس، تقریبا تمامی نمایندگان مجلس، در راهپیمایی صحن مجلس، بر علیه سران فتنه (موسوی و کروبی) شعار دادند ولی با کمال تعجب، عدم حضور تعداد انگشت شماری از نمایندگان، از جمله آقایان تابش و اولیاء در راهپیمایی مذکور و تکیه بر صندلیشان را مشاهده کردیم.)

تهدیدهای اخیرتان را نیز در رابطه با جدایی اردکان از استان یزد و تشکیل استان جدید به کمک و همکاری دو یا سه شهرستان دیگر از استان اصفهان را نیز هرگز از یاد نخواهیم برد.

(به قول خودتان) بعد از شش سال، چه شده که حالا به فکر وضعیت زندگی مردم جامعه تان افتاده اید؟

آهان! انتخابات در پیش است ...

+ نوشته شده توسط خودم در سه شنبه 25 مرداد1390 ساعت 10:9 |

شعری در باب الطاف خدا در ماه مبارک:

رمضان آمد و آهسته صدا كرد مرا

مستعدِ سفرِ شهرِ خدا كرد مرا

از گلستان كرم طرفه نسيمي بوزيد

كه سراپاي پر از عطر و صفا كرد مرا

نازم آن دوست كه با لطف سليماني خويش

پله از سلسله، ديو، دعا كرد مرا

فيض روح‌القدسم كرد رها از ظلمات

همرهي تا به لب آب بقا كرد مرا

من نبودم به جز از جاهل گم كرده رهي

لايق مكتب فخر النجبا كرد مرا

در شگفتم ز كرامات و خطاپوشي او

من خطا كردم و او مهر و وفا كرد مرا

دست از دامن اين پيك مبارك نكشم

كه به مهماني آن دوست، ندا كرد مرا

زين دعاهاست كه با اين همه بي‌برگي و ضعف

در گلستان ادب، نغمه سرا كرد مرا

هر سر مويم اگر شكر كند تا به ابد

كم بود زين همه فيضي كه عطا كرد مرا

سروده: فتح‌الله اسلامي‌نيا

+ نوشته شده توسط خودم در شنبه 8 مرداد1390 ساعت 9:0 |

به مناسبت نيمه شعبان ـ كه گذشت ـ، مسابقه حركات موزون، آن هم در دارالعباده يزد توسط همشهريان زرتشتي (احتمالا در محل آتشكده شان) برگزار شد. به مسئولين ارشد و فرهنگي و غير فرهنگي استان تبريك مي گويم. واقعا دست مريزاد داره. به چي دست مريزاد داره؟ به اين كه براي برگزاري اين چنين مراسمي، هرگز ذره اي حساسيت نشان نمي دهند. به اين كه دست برگزار كنندگان اين مراسم را، باز گذاشته اند تا آن ها هرطور كه مي خواهند، مراسمشان را برگزار كنند.

مگر اين جا، جمهوري اسلامي نيست؟ كه هست.

مگر وجود نايب امام زمان (عج) در اين مملكت، مشروعيت به اين نظام نداده؟ كه داده.

پس چرا در مملكت امام زمان (عج)، اين همشهريان، با هر سر و وضعي مراسم خود را برگزار مي كنند بدون آنكه از جانب مسئولين فرهنگي و مسئولين امنيتي اين استانِ ـ دارالعباده ـ، ذره اي تحت فشار باشند.

قصد بي احترامي به هم شهريان زرتشتي خودم را ندارم ولي مگر نه اين كه شما در مملكتي زندگي مي كنيد كه با جمعيتي كمتر از ۲۵۰ هزار نفر، داراي يك نماينده در مجلس شوراي اسلامي هستيد؟

مگر نه اين كه در مملكتي زندگي مي كنيد كه هرگز و تحت هيچ شرايطي، تحت فشارهايي قرار نگرفته ايد كه اقليت هاي ديني در كشورهاي مدعي حقوق بشر، در زير اين فشارها قرار دارند؟

مگر نه اين كه به قانون اساسي كشوري راي داده ايد كه در آن، حرفي از نابرابري مسلمان و غير مسلمان در آن نيامده؟

مگر نه اين كه ...

براي مسئولين ارشد استان نيز، ابراز تاسف مي نماييم كه اجازه برگزاري چنين مراسمي را به زرتشتيان داده اند؟ يا حتي اگر ـ به فرض محال ـ، اين هموطنان، براي برگزاري مراسم، مجوزي را نگرفته اند، باز از مسئولين ارشد استان، جاي شكايت دارد كه چرا دست برگزار كنندگان اين برنامه را باز گذاشته اند و يا حتي با گذشت يك هفته از برگزاري آن، هنوز برخوردي با آن ها نشده است؟

جالب ترین و در عین حال، تاثر انگیز ترین نکته ی این مسابقه هم، آن که شمایل مبارک حضرت امام خمینی (ره) و حضرت امام خامنه ای (مد ظله العالی) در بالای سر میز داوران این مسابقه در چشم می زند!!!

در پايان، به اميد برخورد سريع و محكم با برگزار كنندگان اين مراسم (آن هم در دارالعباده يزد)، از مسئولين هم خواستار نظارت شديد و هر چه شديدتر بر اين دسته از ايرانيان هستيم.

+ نوشته شده توسط خودم در دوشنبه 3 مرداد1390 ساعت 11:58 |
میلاد موالید شعبان، امام حسين (ع)، حضرت ابوالفضل العباس (ع)، حضرت امام سجاد (ع) و حضرت بقية الله الاعظم روحي و ارواح العالمين لتراب مقدمه الفداء مبارك باد.

اميد كه مورد عنايات خاصه حضرات معصومين عليهم صلوات الله قرار بگيريم. ان شاء الله.

 

تقديم به حضرت امام حسين (ع):

صفا گرفته دلم، از صفاي ثار الله

نواي مرغ دلم در نواي ثار الله

ز صبح روز ولادت، نه صبح روز ازل

پريده مرغ دلم، در هواي ثار الله

 

تقديم به حضرت ابوالفضل العباس (ع):

كربلا، مي پرد از خواب، چه حالي دارد!؟

لاله لاله، به دل دشت، جنون مي كارد

بعد از اين حادثه ي سرخ، يقين، ممكن نيست

كه علمدار، علم را، به زمين بگذارد

شاعر: فرزند شهيد، سركار خانم سيده صديقه عظيمي نيا

 

تقديم به حضرت امام سجاد (ع):

امشب، كه درِ بهشت، وا مي گردد

هر درد كه نگفتي، دوا مي گردد

از يُمن ولادت امام سجاد (ع)

حاجات دل خسته، دوا مي گردد

 

تقدم به حضرت صاحب (عج):

يك عمر، تو زخم هايمان را بستي

هر روز، كشيدي به سر ما دستي

شعبان، كه به نيمه مي رسد آقا جان!

ما، تازه به يادمان مي آيد هستي!!!

شاعر: جليل صفر بيگي

۱)

عمريست مسافر غريبي دارم

بر شاخه ي انتظار، سيبي دارم

شايد كه بيايد از سفر، اين جمعه

امروز، چه احساس عجيبي دارم

۲)

مجنون و مشوشم، بيا اين جمعه

شد پشت ترانه خم، بيا اين جمعه

ديروز، ز مرتضي، توسل جستم

آقا! به علي قسم، بيا اين جمعه

شاعر: فرزند شهيد، سركار خانم سيده صديقه عظيمي نيا

+ نوشته شده توسط خودم در چهارشنبه 15 تیر1390 ساعت 13:6 |

مردم ولایتمدار یزد، همچنان در چهارمین روز درگذشت نماینده ولی فقیه در استان و امام جمعه خود، داغدار هستند. خدا رحمتش کند. در سالروز شهادت پدر خویش، به سوی پدر شتافت و نکته ی جالب توجه تر این که، تاریخ چهلم آن مرحوم، با تاریخ قمری شهادت پدرش (10 رمضان)، یکی است.

قطعا در این مطلب، نکته ی مهمی نهفته است و احتمالا آن مطلب، این باشد که شهید آیت الله صدوقی، به پسر خویش، عنایات خاصی داشته اند و در طول سالهای متمادی که فرزندشان، نمایندگی ولی فقیه در استان و امامت جمعه یزد را بر عهده داشته، فرزند، از عنایات خاصه پدر شهید خویش بهره مند گردیده بود.

خدا هر دو را رحمت کند و از تقصیرات همه ما درگذرد.

ان شاء الله.

+ نوشته شده توسط خودم در سه شنبه 14 تیر1390 ساعت 13:55 |
بسم الله

بعد از حدود ۴ و نیم سال فعالیت بسیار طاقت فرسا در عرصه دنیای غیرمجازی، مجددا به دنیای مجازی بر می گردم.!

ضمنا حالا که بر می گردم، علاقه خود را به شاعران عزیزی همچون دکتر علی رضا قزوه، آقای مصطفی صابر خراسانی و جناب ناصر خان فیض ابراز می دارم.

ضمن اینکه به خودم، میگویم: واقعا خسته نباشی از این همه فعالیت (؟؟؟!!!)

+ نوشته شده توسط خودم در دوشنبه 13 تیر1390 ساعت 13:36 |

مولاي من!

خليفه نيستي

سلطان هم

فقط امام اول مظلوماني

و جاي پنج سال

مي‌شد كه پنجاه سال حاكم باشي

مي‌شد كه شامات را

چون دنداني كند و پراكند

كه سهم بچه‌هاي ابوسفيان باشد

و در امارت كوفه

كاري هم به «ابن‌ملجم» و «قطام» داد.

مي‌شد هر سال

به هند و پارس

به چين و ماچين دعوت شد

سلطان روم

به افتخار حضورت برپا كند

چيزي شبيه همين ضيافت‌هاي شام

در تالارهاي آينه و مرمر

و پشت درهاي بسته

مي‌شد حسين و حسن را با خود همراه كرد

يكي مشاور اعظم

يكي وزير خزانه‌داري كل

مي‌شد كاري كرد

كه جعده هم مشاورت امور بانوان را عهده‌دار باشد

يا كاره‌اي كه زهر نريزد

يا نه

حكومت ايران هم مي‌شد كه سهم حسن باشد

حكومت عراق، سهم حسين

حتي عقيل را مي‌شد سه چهار سالي

با حقوق ارزي آن روز

به اندلس فرستاد

مي‌شد محمد حنفيه

سفير سازمان ملل باشد

مانند اين پسرخاله‌ها

كه تا هنوز و تا هميشه سفيرند!

مي‌شد كنار رود فرات

كاخي سبز ساخت

براي تابستان‌ها

سري به بغداد زد

بر بالاي كوه ابوقبيس

كاخي سپيد داشت

چيزي شبيه كاخ سعدآباد

شبيه كاخ ملك فهد

كاخي بلندتر از خانه‌ خدا

مي‌شد كه بعد خود

به فكر پادشاهي فرزندان بود

مثل همين ملك حسين و ملك حسن

مثل همين حيدر علي‌اف

و اف بر اين دنيا...

مي‌شد كه امام علي بود و

با تمام جهان ارتباط داشت

مثل همين امام علي رحمانف

مي‌شد با خانم رايس دست داد

مي‌شد انبان خويش را پر كرد

از شير مرغ و جان آدميزاد

از وعده و وعيد

و افطاري داد از بيت‌المال

و جامه‌هاي اطلس و ابريشم پوشيد

با ميمون و سگ بازي كرد

رقاصه‌هاي روم را دعوت كرد

با چشم‌بندي و آتش‌بازي

شب را به صبح رساند

در برج‌هاي دوبي سهمي داشت

در بازار بورس دستي...

نشست بالاي تختي و

كلاهي از مرواريد و زر بر سر گذاشت

يا دست كم

هر روز يك اسب پيش‌كش قبول كرد

يك شمشير مرصع

كه نام تو بر آن حك شده باشد

ـ اين تحفه‌ها از هند است

ـ آن جامه‌ها از روم

ـ اين فرش‌هاي ابريشمين از ايران ...

جشني بگير

بگو كه شاعران قصيده بخوانند

شب را زود بخواب

كه كاترينا و سونامي در راه است

براي كندن چاه به بردگان سياه فرمان بدهبه شركت‌هاي چند مليتي براي بردن نان فرصت نيست اين را به سازمان غله و نان بسپار! اين وقت شب نشسته‌اي و به من لبخند مي‌زني! مي‌دانم اين‌گونه شعرها خوب نيستند اما مولاي من! آن كفش‌هاي وصله‌دار هم مناسب پاي حضرت حاكم نيست!

+ نوشته شده توسط خودم در سه شنبه 24 مهر1386 ساعت 0:0 |

با عرض سلام خدمت مراجعین محترم

ایام فاطمیه را خدمت شما عزیزان تسلیت  می گویم.

به امید ظهور یوسفش. ان شاء الله آخرین سالی باشد که در غیبت فرزند، مراسم مادر را بر پا می کنیم.

اللهم عجل لولیک الفرج

+ نوشته شده توسط خودم در چهارشنبه 16 خرداد1386 ساعت 0:0 |